با نامزدم سر شرط ازدواجی ک اول قبول کرده الان نظرش عوض شده اختلاف داریم - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در سوالات (120 امتیاز)
سلام و خسته نباشید

من و نامزدم یک سالو چند ماه باهم دوست بودیم و سرکار همو دیدیمو اشنا شدیم. بعد اومدن جلو و الان ۹ ماه هست که عقدیم. ایشون پسر خوب و خوش اخلاقی بود ولی از نظر مالی متوسط بود ولی برام مهم نبود چون هم خودم شاغل هستم هم خانوادم کمکمون میکردن در آینده. برام مهم فقط اخلاقش بود که دوسش داشتم. بعد از ۴ ماه از عقدمون گفت ک دیگه نه میخام بری سرکار نه درس بخونی. در صورتی ک شرط ازدواج من باهاش رفتن ب سرکار بود حالا ی کار نیمه وقت و سرگرم کننده هم برام کافی بود یه ادمه تحصیل و ایشون حتی تو جلسه خاستگاری هم ک بیان کردم جلو همه قبول کردن. ولی الان چند ماهه ب خاطر این مسعله که بحثمون شده نه خودش نه خانوادش دنبالم اومدن ک ببینن مشکل کجاست نه اینکه از حرفش کوتاه میاد. میگه من هر کاری کنم تو زندگیمون منت میزارم سرش. درصورتی که من هیچ وقت سرش منت نزاشتم. الان چند ماهه ایشون سراغی ازم نگرفته بهشم ک میگم بیا خونمون تمومش کنیم این لج بازیارو مبگه من خونتون نمیام مشکلم با خودته خودم حلش میکنم با پدرمادرت کاری ندارم.( در ضمن اینم بگم که اگر از راهش وارد میشد و با ارامش ازم میخاست شاید قبول میکردم نه به زور بخواد چیزیو که از اول دیده و قبول کرده رو بزنه زیرش چون کارودرس در درجات بعدی برام مهم بود من ببشتر نیت این رو داشتم که خیلی با کمک و درامد هم به جاهایی برسیم. و بعد اینکه من حرفم بهش اینه که وقتی نتونست رو دو تا شرطو خواسته من پابند باشه چطور بهش اعتماد کنم که تو زندگیمون هر چی بگه زیرش نزنه و ثبات اخلاقی نداشته باشه. چرا که من مسعله کارو درسمو بارها هم تو دوران دوستی بیان کردم هم شب خواستگاری هم دوران عقد. برنامه ریزیمم طوری بود که همزمان هم به نامزدم میرسیدم هم به کارم )

میشه راهنماییم کنید. ممنون میشم

11 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(2,010 امتیاز)
فکر میکنی علت اینکه نظرش عوض شده چیه؟
(120 امتیاز)
فکر میکنه من بعدا هر چی  داشته باشم میکوبم تو سرش .در صورتی که از اولم با قناعت و با شرایط خاصش کنار اومدمو چیزی ازش نخاستم. همیشه هم بهش گفتم پابه پات میامو با هم همه چیو میسازیم.
(2,010 امتیاز)
هرچند رفتار و قهرکردنش قابل دفاع نیست، اما شما بهتره حسن نیتتو بهش نشون بدی. اگه فکر زندگیتون هستین باید بشینین دو نفری تو فضای صمیمی راجعش حرف بزنین. خواسته هاشو بشنوی،بدون پیش داوری همینطور خواسته هاتو بهش بگی.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(2,460 امتیاز)
شمانامزدتو بهتراز همه میشناسی پس جواب رو درخودش جست جو کن
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(320 امتیاز)
سلام ببخشید ولی به نظر من توی چنین مسئله ای نمیشه یک طرفه به قاضی رفت و باید حرف های آقاتون رو هم شنید !!! توی این شرایط اقتصادی ناجور فک نکنم مردی بدش بیاد زنش کارمند باشه و توی خرج و مخارج کمکش کنه !!!
به نطر من مهمترین مشکلی که همه ما ایرانی ها داریم و اون هرگز تو مدارس و خانواده ها یادمون ندادن مهارت گفتگو هست
این مشکل شما با چندین جلسه گفتگوی دونفره وصد البته با نگاه سازنده و رفع مشکل برطرف میشه
اگر به خونتون نمیلد یک جای مناسب و مورد تایید دونفرتون انتخاب کنید
مثل کافی شاپ پارک طبیعت و...و همونجوری که اول با گفتگو توافق کردید ازدواج کنید الانم با گفتگو توافق کنید تا از زندگی لذت ببرید
(120 امتیاز)
دقیقا من هم همینو بهش گفتم ک باهم زندگی رو بسازیم زندگی مشترک هست چون ایشون کلا در ماه درامدش در حد ۲ میلیون هست و با کارکرد من میتونستیم خیلی زودتر ی زندگی بهتر بسازیم. من هیچ وقت حقوق و درامدمو ازش پنهان نکردم و همیشه از واژه ما به جای خودت تنها استفاده کردم
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
Mahshidbozorg99@gmail.com
ببینید همسر شما یا از اون دسته آدماییه که دو رو داره! و بعد ازدواج اون روشو نشون داده!! گذاشته خرش از پل بگذره، عقدت کنه بعد خواسته هاشو به زور بهت بقبولونه! و قبل ازدواج کلا وانمود میکرده خیلی خوبه... حالا داره کم کم خودش واقعی‌ شو رو میکنه...  

یا از اون دسته آدماس که مثل خمیر میمونه! یعنی چی؟! یعنی اینکه حتی یه نفرم بشینه تو گوشش یه چیزی بخونه که مربوط به شما و زندگیش باشه، سریع روش تاثیر میزاره و کاری رو انجام میده که یکی دیگه بهش گفته... شاید این منت گذاشتنو از یکی دیگه شنیده، خواسته تو ام نری کار تا بعدها یه وقت سرش منت نزاری!

در هر دو صورت متاسفانه باید بگم مرد اشتباهی رو برای زندگی انتخاب کردی! تا دیر نشده خودتو خلاص کن وگرنه ممکنه در آینده و حتی بعد از اینکه برید زیر یه سقف بدتر از اینم بشه و مشکلات بیشتری باهاش پیدا کنی و بیشتر اذیتت کنه... این آدمی که ازش تعریف کردی مطمئن باش برید زیر یه سقف نمیزاره پاتو از در خونه بزاری بیرون.. چون میگی حتی دانشگاهم نزاشته بری... میخواد کاملا تو رو خونه نشین و وابسته به خودش کنه و میخواد تو رو کامل تحت تسلط خودش دربیاره...‌ وقتی کار نکنی، خودت پول نداری و از لحاظ مالی کاملا به اون وابسته میشی...، وقتی دانشگاه نری هیچکسی نمیبینی، مطمئنم حتی نمیخواد هیچ دوستی داشته باشی، میخواد فقط به اون وابسته باشی... نباید بزاری این اتفاق بیفته، به نظر من تا دیر نشده جدا شو ازش... وگرنه در آینده همه چیز سخت تر میشه...
(120 امتیاز)
دقیقا نظر شما درسته. ایشون هر چی هر کسی میگه قبول میکنه. حتی خانوادش با مسعله کارودرس من مخالف بودن ولی نامزدم حتی تو دوران دوستی هم اینو به من نگفته بود که خانوادش مخالفن ولی بعد از عقد کاملا نظر خانوادش براش مهم بود حتی بهش گفتم بیا ی فرصت دیگه بهم بدیم انگار که تازه شروع کردیم  چون واقعا دوسش دارم ولی ایشون رو حرفش بود. من هم واقعیتش برام کارو درس شاید بی اهمیت بتونه بشه ولی اینکه من چطوری بهش اعتماد کنم که تو زندگی پشتمو خالی نکنه و زیر حرفای دیگش به راحتی نزنه.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
مریم
کامل این عکس العمل همسر شما طبیعیه. یه مرد نمیخواد که زنش از خودش سرتر باشه باشه به همین دلیل میخواد جلو این پیشرفت شمارو بگیره تا بقیه نگن زنش از خودش سره... نظر من اینه اگه همسرت رو دوست داری به خاطرش یه چند ماه درس و کار رو به خاطرش بزار کنار و بهش بگو که از هر چیزی واست با اهمیت تره.... بعد که رفتید سز خونه زندگی خودتون کوتاه میاد
محمدرضا
بهترین  کار این باهاش کنار بیای یا با هم بشینین
یک جا خوب صحبت کنین  بهش بفهمونیدکه اشتباه می کنه
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
علی بخشایش
با سلام

اگه قبلا شمارو اونجوری دیده وخواسته الانم باید بخواد

وگرنه باید دلیل قانع کننده ای داشته باشن

در غیر اینصورت باشما رو راست نیستند نیاز هست باهم برید پیش مشاور
بی نام
سلام باهم صحبت کنید اگر حل نشد برید پیش مشاور ان شاالله که مشکلتون حل میشه
ب نظر من روی این آقا نمیشه برای زندگیه مشترک حساب کرد ، الان میگه کارو درست رو بزار کنار
دو روز دیگه میگه نباید بری خونه بابات
ب نظر من حتما حتما بهش بگید بیا بریم پیش مشاور
هر چی مشاور گفت من گوش میدم
چون مشاور حرف منطقی میزنه
حتما قبل از ازدواج مشکلت حل کن
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام، ازش بترس، کسی که نه ماه سر حرفش نموند بقیه ی عمرش هم سر حرفش نمیمونه، و خانواده ای که الان پشتت رو خالی کردن بعدها هم پشت پسرشون رو میگیرن، دوران عقد یعنی دوره ی شناخت واقعی، شاید تو نامزدی بشه نقش بازی کرد اما تو عقد همه چی رو میشه، خواهرانه بهت میگم، این مرد مرد زندگی نیست چرا که میتونست با روی خوش از تو بخواد نری سر کار یا درس بخونی نه اینکه ترکت کنه، دوران عقد اوج خواستن و در کنارهم بودنه الان نیست پس بعد از این هم نیست، وباز هم خواهرانه بهت میگم دختر بودنت موهبت بزرگیه، اون رو یه پای کسی بده که ارزشش رو داشته باشه، مطمئن باش هییییچ چیز زیر یک سقف رفتن درست نمیشه که بدتر هم خواهد شد
آرام
لابد نامزدتون ی مشکلی این وسط دیده ک میگه باید سرکار نرید؟!ازش سوال بپرس بگو چرا نظرت این شده تو ک قبلا قبول کرده بودی...سعی کن از زبونش با لحن خوب بکشی.بهش بگو درکش میکنی.ببین عزیزم مردها ی وقتهایی طرفشونو امتحان میکنن همینطوری الکی ببینن تا چه حد زنشون اونها رو میخواد...اگه جواب داد علتش رو گفت باهاش حرف بزن بگو ک دوستش داری و نمیخوای از دستش بدی...توم از خودت بگو دوست نداری کارت از دست بدی ولی اگه حرفش منطقی بود دیگه مردها اینطورن باید ی جورایی باهاش کنار بیای سر این موضوع .شاید دلیلش منطقی باشه،زیاد اکشن بگیری وضع بدتر میشی.بهشون نشون بده ک خودشو میخوای....شاید همین ها باعث شد ک اونم از خواستش منصرف بشه،اینها رو برای شرایطی گفتم ک میگی مرد خوبی هست....
مهتاب
نامزدت پشیمون شده نمیخاد شمارو دنبال بهانس چرا متوجه نمیشید چرا خودتونو گول میزنید میخاد جدا شه وگرنه اگه دوست داشت اینهمه مدت ولت نمیکرد
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(140 امتیاز)
سلام

ببینید بنظر من آقایون با زبون خوش خیلی راحت به خاسته های شما تن میدن تا حالت دستوری و با تهدید یا لحن بد صحبت کنید باهاشون،البته بگم که شما بهتر از هرکسی نامزدتو میشناسی، هرکسی یه رگ خاب داره که اونو پیدا کنی میتونی راضیش کنی که درس بخونی و کار کنی،

علت اصلی تصمیمش رو بپرس و اگه قانع شدی کوتاه بیا

ولی بهش بگو که عوض شدن این حرفش میتونه باعث شه که بهش اعتماد نداشته باشی

باهاش به ارومی صحبت کن و سعی کنید همدیگرو بدون دعوا و سرو صدا قانع کنید

زندگی میدون جنگ نیست که بخاید تلافی کنید و شما هم لج کنید

اینا کاملا نظر شخصی من هستن باز هرجور صلاحتونه
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
یاس
سلام دوست خوبم..شماالان افتادین توقهرولج ولجبازی بنظرم تااین قهربیسترازاین کش پیدانکرده تمومش کنین چون مسئلتون اونقدراهم جدی نیست..بهتره هرچه سریعتربرین پیش یه مشاوره وباهاش مسورت کنین..وقتی قهرازیه حدی طولانی ترمیشه حتمابایدیه نفرسومی باشه که پادرمیونی کنه وچه بهترازیه مشاورخوب..قهرکه طولانی بشه دنبال خودش بیخیالی وکینه هم بوجودمیاره..بیخیالی ازادامه رابطه وبرگشت به صلح وکینه حتی ازچیزایی که شایدقبلابراتون مهم نبوده..پس بهتره زودترتمومش کنبن

امااینکه خونواده شوهرتونم پاپیش نذاشتن مسئله ی خیلی مهم دیگه ایه که حتمابامشاوردرمیونش بذارین..منم شوهرم اولای ازدواجمون میگفت سرکارنرواصلا..ولی حالاکه به خاطربارداریم مجبورشدم کارمابرایه مدت بذارم کنارخودش میگه بعدهابچمونابسپارم بهش وبرم سرکار..مردایکم غروردارن وزیربارزن وحقوق زن نمیرن اماتواین اوضاع اقتصادی یه مدت که نری خودش متوجه اشتباهش میشه ومطمئن باش خودش بهت میگه برو
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
محمد
هرچی شوهرتون میگن فقط بگو چشم اگ واقعا میخای باهاتون باشه زندگی کنید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(470 امتیاز)
سلام شما از اول با ایشون توافق داشتید

درس و شغلتون رو رها نکنید چون وقت و جوونی و علاقتون رو گذاشتید تا به اینجا رسیدید اما این حرف به این معنا نیست که بیخیال زندگیت بشی باید رضایتش رو به دست بیاری و بگی کم کم که جلو بریم خودت متوجه میشی که من پشتت هستم و نمیخوام اینو بکوبم ب سرت

و اگه واقعا قبول نمیکنه با خانوادتون حرف بزنید و از اونها بخواید پا پیش بزارن و اگه بازهم درست نشد مهریه تون رو بخواید و اگه باز هم نشد مشاوره واگه بازهم نشد ......دیگه اختیارش با خودتون هست که آخرین راه رو برید یا اینکه همسرتون رو انتخاب کنید بدون شغل و درس ....که امیدوارم همه رو باهم داشته باشید و من آرزو میکنم که مشکل تون به زودی حل بشود انشاءالله .
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...