سلام من ٢٨سالمه ٥ساله ازدواج كردم ،همسرم يه اخلاقي داره خيلي ركه ،اصلا براش مهم نيست كه حرفي كه ميزنه باعث ناراحتي آدم ميشه يانه ،يه مشكلي هم هست اينكه خودشو جزو خانواده من نميدونه ،الان بيشتر از يه ماهه نيومده خونه پدرومادرم ،انگار نه انگار اصلا مهم نيست براش،منم يدونه دخترم ،غرورمم اجازه نميده كه هربار با اصرار بگم تروخدا بيا بريم نميشه كه،ديگه كاريش ندارم ،بخدا بازم براش مهم نيس،وقتي سر يه حرفي ناراحتم ميكنه من باهاش حرف نميزنم حداقل بدونه يا بپرسه واسه چي ناراحتي،نه ميپرسه نه حرف ميزنه،رابطمونم خيلي خيلي سردشده دارم ديوونه ميشم،انگار تنهازندگي ميكنم،خانوادمم واسه خودشون مشكلاتي دارن نميتونم هرچي شدبگم