وابستگی به خانواده - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در سوالات (120 امتیاز)
با سلام و وقت بخیر.

من آقای 27 ساله هستم و مدت یک سال و نیم عقد کردم با خانومی دوسال کوچکتر از خودم‌.با خانمم مدت هاست مشکلات عدیده دارم درصورتی که راجع بهشون صحبت میکنیم بعد از دعوا اما مشکلات همچنان پابرجاست.اما مشکل اصلی من موضع گیری ایشون راجع به خانوادشه.هر سری که دعوا میشه میگه تو از خانوادم بدت میاد درصورتی که مشکلی با خانوادش ندارم من و اوناها هم ندارن.میگن که من حتما  بعد عروسی باید هفته ای دوبار خانوادمو ببینم.چند وقت پیش ازم پرسید اگه خواهرم ازدواج کنه چند وقت یکبار باهاش رفت امد میکنیم؟؟منم گفتم بستگی داره به وقت و... شاید ماهی ۱ یکی دوبار.اما دعوا که میشه با اینکه موضوع چیزی دیگه ایه هی اینارو تکرار میکنه که چرا من باید ماهی یه بار رفت و آمد کنم و..

احساس میکنم خیلی وابسته خانوادشه.همیشه من یه رفتاری میکنم یا حرفی میزنم مقایسه میکنه با خانوادش.لطفا راهنمایی کنید که باید چه کنم؟؟این صحبتا  و این وابستگی ها بعد عروسی به چه صورت ادامه پیدا میکنه؟؟

9 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(2,010 امتیاز)
جر و بحث بی فایدس، و جواب نمیده . بهتر اینه که با محبت و صمیمیت همسرتو سمت خودت جذب کنی تا احساس تنهایی نکنه.به خودت جذبش کن تا حرفا و درددلاشو بهت بگه. دخترا اکثرا به خانواده وابسته هستن و دل کندن و فاصله از خانواده براشون راحت نیست و زمان میبره تا عادت به زندگی مستقل کنن.

اصلا بحث نکن و حساسیتشو تحریک نکن. بهش اطمینان بده که درکش میکنی و برای خانواده اش احترام  و وقت میذاری.

موفق باشی
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(470 امتیاز)
باسلام طبق تجربه خودم میگم

 من وقتی ازدواج کردم و هزاران کلیومتر از خانوادم دور شدم حتی شاید سالی دوبار بشه رفت ...با این حال وقتی برمیگردیم شهرمون همسرم ترجیح میده خونه ی پدر مادر خودش باشه و من این حق رو تا حدودی بهش میدم و از هم این چند وقتی رو که هستیم دوریم ولی ....ولی طبق گفته های شما ....شما و خانواده ها در یک شهر هستید میتونید به خانومتون آزادی بدید و به ایشون بگید که هروقت مایل هست میتونه بره اما از وظیفه هاش یعنی شوهر داری جا نمونا (جهاد زن خوب شوهرداری کردن هست)و باید بهش بگید که وقتی ازدواج صورت میگیره  دونفر با فرهنگ ها رفتارها و اخلاق های متفاوت اند که باید عمری شریک یکدیگر در تمامی امور زندگی بشن پس باید هردو تلاش کنن شما سعی کن آزادش بزاری در دفعه اول و بعد زهش توضیح بدی .....
انسانها باهم متفاوتند
کلا تفاوت های فردی لازمه خلقت خداونده
شما نباید انتظار داشته باسید طرف مقابل تون تغییر بدید به نحوی که خودتون میخواین
بلکه بلکه باید اون با همون شرایط و تفادت ها بپذیرید
قطعا شماهم خیلی از ویژگی هاتون تغییر نمیکنه و اگر شریک تون بخواد شمارو تغییر بده مقاومت می کنید
شناخت تون از تفاوت های یکدیگر افزایش بدید
هرفردی وقتی خودش زندگی تشکیل میده کم کم از این حساسیتها که من چند بار برم خونه مادرم وخواهرم کم میشه.چون آدم خودش یه سری کارها تو زندگی جدید براش به وجود میاد ویه جورایی وقت کم میاره مثلا وقتی بچه بیاد کل روز مادر با بچش سرگرمه حموم بردنش .خوابوندنش .شستن وخشک کردن لباساش.مریضی بچه اش.سوپ درست و...برای بچه اش که مراحل رشد رو به خوبی طی کنه.وهزار ویک کاری که اصلا قابل پیش بینی نیست.پس شما کمتر ناراحت این قضیه باش.ولی در عوض شما محبتت رو به ایشون بیشتر کن ویه جورایی ایشون رو بیشتر به خودتون وابسته تر کنید.اوایل زندگی اغلب اینجور مشکلات هست.چون هنوز پایه های زندگی به صورت کامل شکل نگرفته وشُل هست.بعدها دیگه این مشکلات کمتر میشه.و معلومه که خانومه شما با هر بار دعوا یا بحث بر میگرده به حال هوای همون حرفهای قبلی یعنی هنوز شما نتونستی اون مشکل رو تو ذهن ایشون وبراش حل وفصل کنی.شما بگوهر جور خودت صلاح بدونی وهر وقت خودت احساس نیاز کردی میتونی بری خونه خواهرت یا مادرت‌.ویه جورایی اوقات خالی همسرت رو با باشگاههای ورزشی رفتن وکلاسهای اینچنینی پُر کن
بیشتر آدم میخواد وقت خالیشو پُر کنه از خونه میره بیرون.‌‌‌..
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(140 امتیاز)
از رفتارهایی که میگید اینجوری برداشت میشه که ایشون یه ترسی برای جدا شدن از خانوادشون دارن. شما باید سعی کنید در کنارش باشید و این ترس رو ازش دور کنید . بهش محبت کنید ، باخانوادش خوب و صمیمی باشید تا شمارو جدا از خانوادش حساب نکنه. به نظر میاد اگر کنار شما آرامش داشته باشه و خوشحال باشه این رفتارها کمتر میشه، این کارهارو بکنید ببینید رفتارشون بهتر میشه یا هیچ تفاوتی نمیکنه!

اگر بهتر نشد به مشاور مراجعه کنید.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام

جای نگرانی نیست.طبیعیه که هر دختری وابسته خوانوادشباشه.با جلب اعتماد همسرتون و محبت و صمیمیت بیشتر خواهی دید که این تنش ها کمتر میشه.باید به خانومتون حق بدید چون قراره یه زندگی جدیدی رو شروع کنه و از خانه ی پدری جدا بشه مسلما که استرس داره و با پرسیدن این سوالات و جبهه گیری ها میخواد از جانب شما مطمئن بشه که در آینده باعث جدایی او و خونوادش نمیشید.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(2,460 امتیاز)
باخانوادش درمیون بزار
بی نام
آخه این مورد چیزی نیست با خانوادش درمیان بزاره،طبیعیه دختر تا وقتی خونه پدرش هست وابستگی داره بعدش برطرف میشه.دلیلی نداره با کسی درمیان قراره......
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
ساناز
سلام برادر گرامی، به این که همسرتون حساسیت های زیادی دارند شکی نیست، درسته ما خانوم ها به خانواده وابسته هستیم ولی بعد از ازدواج شرایط به کلی تغيير میکنه اون موقع وابستگی به همسر بیشتر میشه، شما هم به جای اینکه بهش بگید ماهی چند بار، بهتره عنوان کنید هر موقع تو دلت بخواد میریم آدم برای دیدن عزیزانش نیاز به برنامه ریزی نداره اونوقت به یکباره حساسیت ها از بین میره، توصیه میکنم به خانوادش مخصوصا پدرشون توجه ویژه داشته باشید قرار نیست کار خاصی بکنید همین که در روز یک بار تماس بگیرید و با خانوادش صحبت کنید یا هر موقع به دیدار همسرتون میرید دست خالی نرید همیشه یک خوراکی با خودتون ببرید مثلا بستنی یا..... اینکه ایشون ببینن برای خانوادش ارزش قائلید همه چيز  حل میشه، این کاریه که همیشه همسر خودم از دوران آشنایی تا الان که دوسال از زندگیمون میگذره همچنان انجام میدن و به وضوح میبینم فقط برای خوشحال کردن منه وگرنه برای خانواده ی خودشون این طوری نیستن برای همین من هم متقابلا برای خانوادش همین کار رو انجام میدم
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
فریبا

بهش بگید هر وقت دلش خواست میتونه بره اینو با خوشرویی بگید و اینکه تعجب کنید که چرا همچین چیزی رو پرسیده. پس از مدتی سرش به زندگی مشغول  و حساسیتش برطرف میشه.

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(930 امتیاز)
ایشون ازاینکه ازخونوادشون جدابشن میترسن ودوست دارن محبتشونو به خونوادشون نشون بدن باکمک مشاور حتما مشکلتون حل میشه ان شاالله سعی کنید هردو بامشاور صحبت کنید
آرام
سلام
اگه واقعا میخواید مشکلی براتون پیش نیاد اینقدر دربرابر خانمتون جبهه نگیرید.هرچقدر بیشتر بهش فشار بیارید ک نباید خونه پدرت زیاد بری اونم بدتر واکنش نشون بده در عوض بگید چه اشکال داره هروقت دلتون برای خانوادت تنگ شد دوست داشتید برید...مطمئن باشید این بیشتر جواب میده.اونوقت ک خانمتون دلبستگیش به شما خیلی بیشتر میشه تا خانوادش.می بینه ی مرد خوب داره ک همیشه پشتشه نمیتونه تنهاش بزاره و همیشه کنارش می مونه.این بیشتر جواب میده خیالتون راحت
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
با سلام خدمت شما دوست گرامی

این مشکلات حل میشه ولی زمان می بره، اینکه در این زمان، چه اتفاق ها و مشکلاتی پیش روی شما قرار داره، بستگی به همسرتون خانوادش و شخص شما داره، اگه اولویت اول همسرتون شما باشین مشکلات حل میشن ولی اگه اولویت خانواده شون باشه تا آخر عمر با مشکلات دست و پنجه نرم می کنید و در آخر هم یا طلاق می گیرین یا تا آخر عمر می سوزین و می سازین و این وسط فرزندان شما بیشترین ضربه رو میخورن، با تجربه شخصی از مورد مشابه ای که برای ما پیش آمده، پیشنهاد میکنم قبل از عروسی با چند مشاور باتجربه مشورت کنین و به هیچ وجه به هیچ وجه به هیچ وجه، اگر مشاور ادامه زندگی رو برایتان صلاح ندونست از جدایی نترسید، مطمئن باشید برای شما بهتر خواهد بود، متاسفانه به ساده ترین موارد شما رو میفروشن به خانواده و اونوقت مثل من شاید اقدام به خودکشی هم بکنید.

موفق باشین
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...