خانواده شوهر - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در درد و دل - دلداری (120 امتیاز)

چرا توی دنیا اینهمه با خانواده شوهر مساله وجود داره؟

آیا مشکل از خانواده شوهره؟

آیا مشکل از خانم هاست؟

آیا مشکل از خود پسر هاست؟

من سالهاست ازدواج کردم و سالهاست خانمم با خانواده من قهره، مشکلاتی از ابتدا وجود داشت و باعث اتفاقات ناخوشایندی شد اما متاسفانه هرگز فراموش نشد.

من به تجربه دیدم که همسرم از اشتباه آدمها میگذره یا فراموش میکنه یا حداقل کنار میاد باهاشون، اما خانواده شوهر چه تفاوتی با بقیه آدمها دارن که مشکلاتشون هرگز فراموش نمیشه و یک خانم میتونه همیشه مثل روز اول با حرص و کینه ازش صحبت کنه؟

ما همدیگه رو واقعا دوست داریم و توی روزهای سخت و خوب و ... همیشه بهترین و وفادارترین همراه بودیم برای هم

اما با این وجود خانم من جوری رفتار میکنه که جرات نکنم جلوش اسمی از خانوادم بیارم، چه برسه که بتونم به حل مشکل فکر کنم.

خانم های عزیز

خانواده زن برای شوهرها عزیز هستن، اما هرگز جای خانواده خودشون رو نمیگیرن.

یک پسر برای کامل بودن توی زندگی با شما نیاز به خانواده داره و این نوع رفتارها باعث سردی اون آدم توی زندگی با شما میشه.

اگر زندگیتون رو دوست دارین مثل همه مسائل دنیا، این بخش از زندگیتون رو هم بروزرسانی کنید لطفا.

9 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(2,010 امتیاز)
سلام داداش. این مساله توی همه ی ازدواجها وجود داره ولی درجه اش کم و زیاده، باید بتونی مدیریت کنی و تعادلی ایجاد کنی که خانمت (که مشخصه خیلی دوسش داری و باهاش خوشبختی و قطعا این احساس از طرف ایشونم هست،) و خانواده و اطرافیانتون دچار دلخوری نشن.

میدونم یوقتایی شرایط سخت میشه ولی به خانمت بیشتر توجه  کن و بهش بها بده، تو جمع خانوادگی و حتی تو خلوت دونفرتون بهش توجه کن و بهش ثابت کن ملکه ی زندگیته و برای خوشبختیش داری تلاش میکنی. نیازهای خانمتو بشنو رفعشون کن، بهش محبت کن. خانما تشنه محبتن همینجور که مردا تشنه ی تایید و تحسینن

باهاش حرف بزن  ، بدون جبهه گیری و قضاوت، خواسته هاتو و نیازهای عاطفی که به خانوادت داری رو بهش بگو . بپرس ازش که چه چیزه اونا باعث شده اینجوری رفتار بکنه که اگه میشه سوتفاهم رو رفع کنی،  با خانواده خودتم صحبت کن که خانمتو جذب کنن و اونو مثل فرزندشو توی زندگیشون دخیل کنن.

قطعا با صحبت منطقی و محترمانه میشه به نتیجه مطلوب رسید

امیدوارم موفق باشی
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
فریبا

وای مامان منم رفتارهای ناخوشایند ۳۹ سال پیش خانواده بابام رو یادشه و انگار همین دیروز براش اتفاق افتاده، و همیشه اونا رو تازه می‌کنه.

تا حدودی برمیگرده به خامی و نپختگی خود پسر که موقع ازدواج یه رفتارهایی بروز میده که اول به خانواده خودش بر می خوره و چون خانواده اش، عروس تازه از راه رسیده رو مسبب اون تغییرات میدونن، تلافیشو سر اون بنده خدا درمیارن.

گرفتاریه دیگه

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
مطمئن باشیدهیچ خانمی نمیخوادباخانواده شوهرش مشکل داشته باشه ولی خانواده شوهرفکرمیکنن عروسشون پسرشونوازشون گرفته و این موضوع باعث میشه رفتارهای بدی باعروسشون داشته باشن.پس خانمتونومقصرندونید.بیشترب خانمتون توجه کنید چون فقط خانمتون ک تا همیشه کنارتونه وتنهاتون نمیزاره
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام. متاسفانه همینطوره. خانم ها نسبت به خانواده ی شوهر قدری گارد دارند و اونها رو دشمن بالقوه فرض میکنند. منتها این شما هستید که بعنوان مرد باید سیاست به خرج بدید. دو طرف رو پیش هم عزیز کنید. سلام اونها رو به خانمتون برسونید و بالعکس. از طرف خانوادتون وقت سفر سوغات بگیرید و با توجه به شناخت خودتون از خانمتون باید خانوادتون رو به ایشون نزدیک کنید. و خانمها هم بدونید قهر و دشمنی با خانواده ی شوهر شما رو از چشم شوهرتون میندازه. شاید بخاطر دلایلی مردها سکوت کنند. کوتاه بیان یا ... ولی در نهایت این شما هستید که بازنده اید. چون هیچ وقت نمیشه خانواده ی همسر رو نادیده گرفت. خانواده عضو وجود انسان است. مثل این که شوهر شما بگه من تمام وجودت رو دوست دارم بجز دست راستت! نمیشه.

دست راست شما هم جزئی از وجود شماست. همینطور خانواده خواهر مادر و پدر و برادر هم جزئی از انسان است
آرام
سلام دوستان
بحث خوبی بود،مردها شاید هیچوقت متوجه نشن که زنها چقدر تشنه توجه و محبت مردشون هستند...وقتی وارد روزمرگی میشن دیگه زنشون متاسفانه از یادشون میره ک بهشون محبت کنن تا جایی ک زن روز به روز از لحاظ روحی دچار تنش میشه و افسرده بعد اون موقع مردها ازشون ایراد میگیرن ک مشکل از توه چرا همش غر میزنی چرا این کارو میکنی از این حرفها ولی هیچوقت متوجه نمیشن ک این خود مردها هستن ک با بی توجهی به زنشون اونها رو افسرده نگران و بداخلاق کردن و همین ک ببینن ک شوهرشون چقدر به خانواده خودشون بها میدن ناراحت میشن ک چرا مرد من با من خوش رفتار نیست یا چرا هیچ محبتی از طرفش نمیبینم....کاش مردها هم متوجه بشن همون طور ک نیاز جنسی براشون مهمه برای زنها هم توجه و درک مهم هست....
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
مهشید
لازمه متذکر بشم این مورد فقط توی جوامع جهان سوم و فرهنگ های نسبتا قدیمی و سطح پایین و یا حتی طرز فکرهای اشتباه در خانواده های مثلا امروزی وجود داره... و نه توی دنیا !!!

من خانمی هستم که با خانواده شوهرم هیچ مشکلی ندارم... چون اولا که خودشون بسیار خانواده محترم و بافرهنگی هستن و دوما به من خیییلی احترام میگذارن.

(احترام!) خیلی مهمه که خانواده شما به همسر شما احترام بزارن. در اینصورت متقابلا خانم شما هم همیشه به خانوادتون احترام میزاره، و این احترام کم کم تبدیل به صمیمیت و دوست داشتن میشه.. همونطور که من خانواده شوهرمو مثل خانواده خودم دوست دارم... حالا چه اتفاقی افتاده که این شده؟!

چون از همون اول(وقتی هنوز نامزد بودیم) شوهر من همیشه جلوی اونها احترام منو نگه میداشت و پشت سر من هم مدام از خوبی‌های من براشون تعریف میکرد... و منو از همون اول طوری به اونها معرفی کرد که باعث شد بعدا و همیشه به من احترام بزارن و در نتیجه من هم به اونا احترام بزارم و دوستشون داشته باشم... حتی اینکه اگه سهوا از طرف خانواده شوهرم بی احترامی هم به من میشد شوهرم به شدت با اونها برخورد میکرد... خانواده شما هم اگر از اول به همسر شما احترام میگذاشتن و توجه و محبت میکردن، الان همسر شما هم در مقابلشون هیچ گونه گاردی نداشت و حتی شاید دوستشون هم میداشت... الانم شاید هنوز بشه درستش کرد... اما اول باید اینو بدونید که بعد از اینکه ازدواج میکنید همسر شما اولویت اول زندگی شماست. و شما قراره بقیه عمرتون رو کنار ایشون سپری کنید نه خانوادتون! پس باید اول خانوادتونو مجاب کنید که تو رفتاراشون یه تغییراتی بدن و به سمت همسرتون بیان... بعد از اونه که شما، متقابلا تاثیرش رو بر رفتار همسرتون هم خواهید دید... موفق باشید
نه من مخالفم...من هم کاملا به خانوادا همسرم احترام میزارم و حتی خانواده ام خیلی هوا همسرمو دارن ولی متاسفانه مادرشوهر و خواهرشوهر من بینهایت ادم های حسودی هستند و توان دیدن خوشبختی من و همسرمو ندارن..همه چی از احترام نیس به سطح شعور ادم ها برمیگرده وگرنه همسر منم هوامو داره و هیجوقت حلو جمع بهم بی احترامی نکرده و خیلی مهربون و احساسی هس و همین مساله باعث حسادت خانواده اش به من شدن
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام.

مساله ای که مطرح کردید بزرگترین دغدغه ی زندگیم شده.من خانوم  هستم که دو سال از عقدم میگذره و چندان رابطه ی خوبی با خانواده همسرم ندارم و مقصر خانواده همسرم رو میدونم.از ابتدای نامزدی رابطه ی خوبی رو داشتم باهاشون برقرار میکردم اما رفته رفته بعضی از رفتارهای مادر شوهرم منو دل چرکین کرد.طوریکه رفت و آمد هر هفته ی من تبدیل شد به مناسبت ها (ایام عید و...)جوری شدیم که با رفتار نفرت رو به هم نشون میدیم.خیلی ناراحتم و مدام جلوی همسرم این رفتارها و این نفرت رو هر روز بازگو میکنم دردم از اینه که همسرم هیچ وقت بهم حق نمیده همش میگه تو فکرت منحرفه این بیشتر آزارم میده. حالا من میگم مگه عروس دشمنه؟ آیا عروس مثل دختر نیست؟آیا روزی قرار نیست که دختر خودشون عروس خانواده دیگری بشه؟پس چرا به عروس بها نمیدن همونطور که انتظار دارن فردا روزی به دخترشون بها بدن؟چرا به جای اینکه عروس سعی کنه دل خانواده شوهر رو بدست بیاره اونا سعی نمیکنن؟بیاید یک بار هم که شده از دید خانومتون به قضیه نگاه کنید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی

من میگم اصلا نباید دنبال مقصر گشت

برای من به شخصه توی مشکلاتم همه مقصر بودن، خودم، همسرم، خانواد خودم و خانواده همسرم

انگار تنها چیزی که مهم نبود ازدواج بود

انگار وارد جنگ به رخ کشیدنها و من برترم ها شدیم

به هر حال بعد از صبوری بسیار سالها گذشته اما انگار هیچ طرفی قصد فراموش کردن و درست کردن گذشته رو نداره.

در این نقطه میتونم اینطور بگم:

خانواده دختر که راحتن، چون من اصلا رفت و آمد دخترشون رو محدود نکردم و خودم هم بسیار با احترام و گرم باهاشون رفت و آمد میکنم

خانمم که راحت با خانوادش رابطه داره و نکته مهم اینکه به فدری از طرف من احترام و توجه و هر چیزی که خانمها نیاز دارن دیده که واقعا با تمام غرورش به زبون میاره که چیزی از طرف من کم نداره

خانواده من هم راحتن، گاهی من رو میبینن و از اینکه عروسشون رو نمیبینن خوشحال ترن و هیچ تلاشی نمیکنن برای جذب همسر من

گاهی احساس میکنم که فقط من از خودم گذشتم و فقط منم که میخوام همه چیز درست بشه

گاهی به خودم میگم همشون رو ول میکنم و میرم

چه دوست داشتنیه که اینهمه به زبون میارن اما سر این مساله کوتاه نمیان؟

چرا داماد راحت پذیرفته میشه اما عروس نه؟

چرا داماد راحت گذشت میکنه اما عروس نه؟

این مشکلات فقط به دلیل درست برخورد نکردن و رعایت نکردن تعادل از طرف شوهر به وجود میاد ! زن باید بدونه ک اولویت شوهرشه و مرد باید بتونه به مادرش هم نشون بده که هنوز کسی جایگاهشو نگرفته اگ مرد مستقل باشه و بتونه هر کدوم رو در جایگاه خودش دوست داشته باشه اگ بتونه متوجه تفاوت نوع دوست داشته شدنش بشه و استقلالش رو هم حفظ کنه حس حسادت کینه و بدبینی به وجود نمیاد
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
(200 امتیاز)
با سلام

همه جا اين مشكل وجود داره و متاسفانه حل نشده بايد حريم دو طرف حفظ بشه و تعادل رو مرد بايد برقرار كنه
0 دوستدار 0 امتیاز منفی

به نظرم نباید از یک طرف توقع داشت

هم زن و هم مرد باید کمی در عقاید و رفتارشون تجدید نظر کنن

البته وقعا مهمه که خانواده ها هم کمی بیشتر به این مسائل فکر کنن

باعث تاسفه که روزهای زیادی از زندگی ما به خاطر چنین مسائلی خراب بشه

این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...