خیانت یا دوست داشتن؟ - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در تجربه ها (120 امتیاز)
خانمی ۳۴ ساله هستم  همسرم ۴۱ سالشه، چند  سال پیش همسرم از طریق گروههای مجازی با عنوان متارکه از همسر در حالی که با من زندگی میکرد با دخترای مجازی چت میکرد من وقتی متوجه شدم  که حدود شش ماهی از این قضییه می گذشت البته اینو بگم که همسرم اولش این کارا رو از  دوستاش یاد گرفت و شروع به هرزه گری میکرد طوریکه من زمانیکه متوجه این موضوع شدم و چت ها رو دیدم کلی به شخصیت من به عنوان یک زن توهین شده بود . ما صاحب فرزند ۱۵ ساله ای هستیم که متاسفانه پسرم ناخوداگاه درگیر این قضیه شد حدود چند ماه اختلاف و جنگ و قهر داشتیم که بخاطر فرزندم اینهمه توهین رو نادیده گرفتم همسرم به محض اینکه فهمید من متوجه شدم و قصد جدی برای جدایی دارم خط و گوشی خودشو شکست و قول داد که دیگه برای همیشه کنار بزاره خلاصه  چند ماهی گوشی نداشت ولی چون شرایط کاریش جوری بود که باید گوشی داشته باشه من خودم یه گوشی ساده براش خریدم خلاصه شش ماهی خوب بود تا اینکه بعد یکسال از این قضییه یه روز متوجه شدم که به صمیمی ترین دوستم  نظر داره البته ناگفته نمونه که این خانوم هم طی این مدت به من هیچی نگفتن تا اینکه از طریق تلفن و قرار هاشون متوجه شدم.  همسرم به محض اینکه فهمید من متوجه شدم کلی مثل سری قبل شروع به اشتباه کردم و از این حرفا کرد خلاصه زندگی ما نزدیک دوسال خیلی سرد شده بود و من بخاطر فرزندم راه دیگه ای جز گذشت نداشتم ناگفته نمونه که هنوزم دوسش دارم  ولی همیشه به همسرم شک دارم حتی یه ربع دیر خونه میاد دعوا میکنم و ....
حالا میخوام کمک کنید چیکار کنم که این شک از بین بره ویه زندگی خوب با همسرم داشته باشم

9 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
شایان
همیشه در هر خیانتی نخست باید علت مشخص بشه که چرا همسرت اصلا این کارو کرده ، آیا از جهت کنجکاوی بوده ؟ از جهت براورده نشدن انتظاراتش از جانب شما و یا از جنبه تنوع طلبی و هر کدام  نحوه برخورد متفاوت دارد   توصیه می کنم لینک ذیل را ببینید

https://www.tanzimekhanevadeh.com/wedlock/3412

یا از مشاورین تنظیم خانواده کمک بگیرید
کنجکاوی شاید یک بار باشه. ایشون اولین بارش نیست که
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
ahmadi
بنظرمن باید همینجوری روی اون شک داشته باشی اصلا اعتمادنکن

چون دوبار ازاعتمادت سواستفاده کرده کسی که به چیزی عادت کنه ترکش براش سخته و تو بایدمواظبش باشی ولی خوب سعی کن گوشیشو چک کنی یا بهش زنگ بزنی ازش خبردار باشی زیادی حساس نباش ولی حواست بهش باشه
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
رضا
چرا ما بچه ها رو همیشه قربانی میکنید و فقط بچه رو بخاطر ترس از تنهایی خودتون نشون میدین طلاق نمیگیرین  این زندگی از صد تا طلاق گرفتن برای روحیه بچه ها تاثیرش بیشتره و اثر منفی داره واقعا متاسفم هنوز فرزندانتون رو واسه خودخواهی خودتون نابود میکنید در آخر سر هم میگید بخاطر شما جدا نشدین از هم.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
این که شما دوسش داری شکی درش نیست. ولی اینکه همسرتم دوستت داره رو نمیدونم. دوست داشتن هزینه داره. باید خیلی محکم تر ازین حرفا پیش بری. نمیتونی کل زندگیتو در شک به همسرت بگذرونی. تمومش کن ببین به خاطر خودت داره باهات زندگی میکنه یا به خاطر آبروش.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
ساناز
سلام، تجربه میگه  این آقادرست نمیشه ومتاسفانه شما چه تو این زندگی بمونید یا جدا بشید فرزندتون ضربه میخوره، اگر قراره بمونید درست بمونید جنگ نباشه، دعوا نباشه، اگر قرار به قربانی شدنه پس درست این کارو کنید که حداقل محیط خونه آروم باشه و اگر قرار به طلاقه پس تردید نکنید،چون موندن با جنگ و دعوا فایده ای نداره نه اعصابی برای خودتون میمونه نه فرزندتون
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
sorosh
با سلام. تعجب میکنم چطور بعضی افراد به خودشون این جرأت رو میدن راجبه زندگی دیگران به راحتی حکم طلاق صادر کنند! اول از همه باید بدونیم که بیشتر مشکلات زندگی ما از عدم توانایی در صحبت کردن و بیان مشکلات و نحوه مطرح کردن اونها بروز پیدا میکنه. قطعا کسانی که کمتر صحبت میکنن بیشتر دعوا خواهند کرد. پیشنهاد من به این خواهر محترم اینه که حتما مشکلشون را با همسرشون مطرح کنند و به ایشون اجازه بدن که برای حل اون و تعیین عواقب ادامه اینگونه رفتارها تصمیم بگیرن. انشاالله که مشکل حل خواهد شد.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
شما یه مشاور کار درست پیدا کنین و از همسرتونم بخواید ک برای اینکه مسئله ای باقی نمونه از کمک مشاور باید استفاده کنین..

باید دید ک دلیلشون چی بوده گرچه من معتقدم خیانت هیچ توجیحی نداره ولی گاهی آدما از سر کنجکاوی و یا جو دوستیایی ک درش قرار میگیرن  بدون قصد خیانت وارد یه مسئله ای ناخواسته میشن و بعد هم تا مدتی درگیرش میشن منجمله همین موضوع ک همسر شما واردش شدن چت کردن تو فضای مجازی و بعد هم بعد یه مدتی رهاش میکنن..باید ببینین دلیلش چی بوده ..

بچه ها خیلی آسیب میبینن با جداییتون ولی موندن تو زندگی ک همش بخواد جروبحث و دعوا اعصاب خردی براشون باشه اونم آسیب زاس..با موافقت مشاور نظر پسرتون چون اونم درگیر کردین و از ماحرا اطلاع داره راجع ب مسائلی ک پیش اومده بپرسید..اگه همسرتون زندگی و بچه ش واسش مهم باشه درصدد ترمیم روابطتون تلاش میکنه و شپام سعی کنین با کمک مشاور از عصبانیت و استرستون کم کنین تا مانع ترمیم روابطتون نشین و جو خونه م برا فرزندتون متشنج نشه..الهی ک بحق همین ماه عزیز ک روزای پایانیش هس عشق به زندگیتون برگرده و درکنار هم بارضایت و محبت بمونین..
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سمیرا
ولش کن بره .همه مردها اینجورین آدمیک متاهله دنبال دختر دیگست ولش کنی بهتره از من گفتن بود
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
Nilofallah70@gmail.com
من وقتی اینجورحرفارومیشنوم همش به این فک میکنم اگه برعکس بودچی،اگه یه خانوم بایه آقاارتباط داشته باشه وهمسرش متوجه بشه آیااون آقاخانومشومیبخشه یانه،چراهمش ماخانومابایدکوتاه بیایم مگه مادل نداریم ماهم درروزکلی مردمیبینیم توفضای مجازی ماهم کلی موقعیت داریم اگه قرارباشه بایه نگاه بایه چت آدم زندگیشوفراموش کنه که سنگ روسنگ بندنمیشه،رفتنی راه خودشوپیدامیکنه،چه باچک کردن گوشی چه بانداشتنه گوشی،اصلابندازش توگونی درشم ببندآدم اگه ذاتش خراب باشه توگونی هم کاره خودشومیکنه،این آقاازنظره فکری مشکل داره پیشنهاده من به شمااینه حتماپیشه یه مشاوره برین باهمسرتون بزارین مشاوره باهمسرتون صحبت کنه ،جدایی اولین وآخرین راه نیست برایه مشکله شماامااینوهم فراموش نکنین شمافقط یکبارفرصته زندگی کردنودارین هنوزهم جوون هستین تاکی بایدبااسترس ونگرانی بهترین روزهای زندگیتونوطی کنید
من خودم هم با مسئله ای مثل شما درگیر شدم،حدود سه سال پیش.
اوایل خیلی حالم بد بود،ولی به خودم فرصت دادم تا خوب فکدگر کنم،همسرم رو دوست داشتم و از همه مهمتر حاضر نبودم عرصه رو ترک کنم و شکست بخورم.
بخاطر همین تمام دوره قبل رو که با همسرم داشتم مرور کردم و اشتباهات اخلاقیم رو میدا کردم.
مثلا من خیلی نظراتم رو بدون اینکه ازم بپرسه اعلام میکردم،همش هم به صلاح زندگیم بود ولی فهمیدم همسرم به شدت ازین کار بدش میاد بعد از اون اگر چه ترک این کار و نادیده گرفتن صلاح کار از نظر خودم بشدت سخت بود ولی ترکش کردم و همین باعث شد همسرم حس بهتری بهم پیدا کنه،قبل از اون همسرم بهم میگفت مثل مر ها هستم،ولی بعد از این اتفاق دبگه این رو نمیگه.
دوم اینکه سعی کردم روحیاتش رو درست بشناسم،مثلا از حس موسیقیش متوجه شدم کارهای هیجانی رو دوست داره،اگرچه خودش ادم ارومیه ولی دوست داره همسرش هبجانی رفتار کنه و به قول معروف همیشه شنگول باشه.
خب این دومین کاری بود که انجامش دادم و الان تقریبا از عملکردم راضیم و تو این سه یال هیچ خیانتی ندیدم.
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...