وابستگی شوهرم به مادرش - مشاوره و دلداری تنظیم خانواده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
در درد و دل - دلداری سحر
خانمی هستم ۳۱ساله و همسرم ۲۹ساله .حدود ۴سال ازدواج کردیم .

متاسفانه به دلیل ناباروری همسرم هنوز بچه دار نشدیم.

وابستگی همسرم به مادرش درحدیه که هر روز به مادرش زنگ میزنه و گذارش روزانه از زندگیش رو به مادرش میده .

خواهر شوهرم و مادرشوهرم خیلی روی من حساس هستند با کوچکترین فرستی  که همسرم رو تنها میبینن بر علیه با همسرم صحبت میکنن.جوری که همسرم کلا از این رو به اون رو میشه.

متاسفانه هروقت که مادرشوهرم اراده کنه همسرمو به جون من میندازه .به دروغ حرفی رو از زبون من میزنه و همسرم و تحریک میکنن .حتی شده همسرم براش ثابت شده که خانوادش دروغ میگن ولی با این حال همچنان پشت مادرشو میگیره و الکی منو دوباره جلوی اونا خراب میکنه .حتی بخاطر پدر مادرش با من دعوا میکنه و تحقیرم میکنه .

بارها شده بهم میگه زن و شوهر گیرمیاد پدرمادر گیرنمیاد .اگه مشکلی داری برو طلاق بگیر.خانواده همسرم میدونن مشکل بچه دار شدن از پسرشونه ولی با این حال تمام فشار رو به من میارن .خیلی دارم اذیت میشم موندم چه تصمیمی بگیرم .واقعا از صبر کردن خسته شدم

10 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
زهرا
برین مشاوره فقط یک فرد متخصص و سوم شخص میتونه کمک اتون کنه ،حتما راحلی هست اگ شما و همسرتون انعطاف اتون بیشتر کنید، برای بارداری هم درمان هست نگران نباشید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
بانو
سلام عزیزم

حتما پیش یک مشاور برو و ازش کمک بگیر...البته روانشناس متخصص نه هر مشاوره ای...چون فرقش مثل دکتر عمومی و تخصصیه....راهی هست که یکی از آشناهامون رفته و راضی هست برای زندگیش...اونم این هست که فقط هوای شوهرت رو داشته باش و بدخانواده شوهرت رو به همسرت نگو و سعی کن با مادرشوهرت دوست بشی
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام.من روانشناسی خوندم.اینکه زندگی نیست .عشق هم نیست .فرصت خوبیه ک بچه دار هم نمیشه .بهانه ی خوبیه واسه جداشدن .بدون اینکه حرف خانواده یا کسی تاثیر بگذاره روی شما واسه جداشدن طلاق توافقی بگیرید .
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
روابطتونو باهاشون کمتر کنید و محل زندگی مستقلی انتخواب کنید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
طلاق بگیر و مادر شدن رو تجربه کن. برای مردی قید بچه رو بزن که بهت آرامش میده
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
Avin
80 درصد مردا همینن متاسفانه و خانوادهادهم همینطور! گذر زمان شاید وضع رو بهتر کنه، یکم باید با سیاست به همسرت نزدیک تر بشی که عادت کنه حرفاشو به تو بزنه نه به مامان و آبجیش، یکم خانوادشو دوس داره میخواد که تو بفهمی اونا خط قرمزش هستن، پس با سیاست رفتار کن و کسی رو از خودت نرنجون، باهاشون دوست باش تا همسرت هم بیشتر طرف شما بیاد
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
بی نام
با وجود اینکه میدونن مشکل از پسرشون هست بازم با گستاخی تمام به شما بی احترامی میکنن چهار سال هم میگید میگذره این جور افراد هیچ وقت درست نمیشن بهتره اعتماد به تفس داشته باسد و ضعیف از خودتون جلو شوهرتون نشان ندید وقای میگه برو طلاق بگیر میدونه شما نمیری برا همینم عین خیالش نیست اگر واقعا شما و زندگیش براش مهم باسی با شما مشاوره میاد و مشکلاتش رو باهاتون حل میکنه نه اینکه طرف دیگرلن رو بگیره،بهتره از مشاور و متخصص کمک بگیرید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
هانیه
خانمی موندم برای چی موندین. طلاق بگیرین... این مرد ادم بشو نیست.... شما هنوز فرصت دارین میتونین با کسی ازدواج کنین که مادر بشین...
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
همسرتون به بلوغ عاطفی نرسیده که مسائل رو تفکیک کنه.با ثابت شدن این که خانوادش دروغ درمورد شما گفتن بازم طرفداری میکنند.این هیلی ناامید کننده است.همسر باید تکیه گاه باشه مه اینطور.مشاوره برید نشد طلاق بگیرید.آیا ادامه زندگی با این فشار و استرس و قدرناشناسی ارزش داره؟ ؟همیشه با خودتون روراست باشید
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام .زندگی من دقیقا مثل شما بود .اون مرد نه دیگه مرد زندگیت نه میتونه پدری خوب باشه

من با طلاق توافقی برای شما موافقم

خدا را شکر که بچه ندارید

وگرنه با وجود بچه مشکلات تتون ثد برابر میشد چون خانواده سوهرتون همه اش میخوان بچه رو هم از تو جدا کنن
این بخش مربوط به ارسال سوال - درد و دل و اشتراک گذاری تجارب در مورد روابط عاطفی ، ازدواج و مسائل زناشویی می باشد
...